معنی ۱neutral · 89%
گروه یا سازمانی از افراد با علاقه یا فعالیت مشترک
مثالهای طبیعی
Er ist Mitglied in einem Tennisclub.
او عضو یک باشگاه تنیس است.
Gibt es an der Schule einen Fotoclub?
در مدرسه باشگاه عکاسی وجود دارد؟
Unser Club trifft sich jeden Donnerstag.
باشگاه ما هر پنجشنبه جلسه دارد.
نکتهٔ کاربردی
Verein هم در آلمانی رایج است، بهویژه برای گروههای رسمیتر.
ترکیبهای رایج
— عضو باشگاه

