کارمند هتلی که برای رزرو، راهنمایی و درخواستهای ویژه به مهمانها کمک میکند.
مثالهای طبیعی
Der Concierge organisierte für uns einen Tisch in einem ausgebuchten Restaurant.
مسئول خدمات مهمان برایمان در رستورانی که ظرفیتش پر بود میز رزرو کرد.
Als der Fahrer ausfiel, rief der Concierge kurzfristig ein Taxi.
وقتی راننده نیامد، مسئول خدمات مهمان فوری تاکسی گرفت.
Dank der Tipps des Concierge entdeckten wir ein kleines Museum abseits der Touristenwege.
به لطف راهنماییهای مسئول خدمات مهمان، موزهای کوچک و دور از مسیر گردشگران پیدا کردیم.
نکتهٔ کاربردی
در هتلهای سطح بالا رایج است؛ حالت ملکی des Concierge بدون s اضافه است.
