معنی ۱neutral · 82%
مخزن بزرگ و استاندارد برای نگهداری یا جابهجایی کالا.
مثالهای طبیعی
Der Container kam gestern am Hafen an.
کانتینر دیروز به بندر رسید.
Sie lagerte die Möbel in einem trockenen Container.
او مبلمان را در کانتینری خشک نگهداری کرد.
Ein Kran hob den Container auf den Güterzug.
جرثقیل کانتینر را روی قطار باری گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر است و جمعش هم Container میماند؛ با کشتی، قطار یا کامیون جابهجا میشود.
درس کوتاه: Container
مخزن بزرگ و استاندارد برای نگهداری یا جابهجایی کالا. این اسم مذکر است و جمعش هم Container میماند؛ با کشتی، قطار یا کامیون جابهجا میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Container» مطابقت دارد؟
