معنی ۱neutral · 89%
شجاعت برای عمل یا سخن گفتن با وجود ترس، فشار یا پیامدهای احتمالی
مثالهای طبیعی
Sie hatte die Courage, den Fehler vor der Geschäftsleitung offen anzusprechen.
او شهامت داشت خطا را آشکارا با مدیریت مطرح کند.
In aufgeheizten Debatten braucht es Courage, einer Mehrheit zu widersprechen.
در بحثهای ملتهب، مخالفت با اکثریت شجاعت میخواهد.
Seine Courage zeigte sich darin, Verantwortung für die Folgen zu übernehmen.
شجاعت او در پذیرفتن مسئولیت پیامدها آشکار شد.
نکتهٔ کاربردی
Courage کمی رسمیتر از Mut است و اغلب بر استواری اخلاقی تأکید میکند.
