معنی ۱neutral · 89%
بیانی فشرده از اصل یا باوری که رفتار و تصمیمهای کسی را هدایت میکند
مثالهای طبیعی
Transparenz ist seit Jahren das Credo der Unternehmensführung.
شفافیت سالهاست اصل راهنمای مدیریت شرکت است.
Sein Credo lautet, Entscheidungen erst nach gründlicher Prüfung zu treffen.
اصل او این است که تصمیمها را فقط پس از بررسی دقیق بگیرد.
Weniger, aber besser: Dieses Credo prägt ihre Entwürfe.
کمتر اما بهتر؛ این اصل، طراحیهای او را شکل میدهد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی از چند اصل یا دستگاه فکری متمایز صحبت میشود، جمع Credos به کار میرود.
