Crux
A2اسمسربار، سنگین بار کردن، پر کردن
JadoLearn Dictionary
Crux یعنی سربار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سربار، سنگین بار کردن، پر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طاعون، بلا، آفت
مطیع سازی، مقهور سازی، سربار
سربار، سنگین بار کردن، پر کردن
باقاعدگی، سربار، سنگین بار کردن
سبب تاخیر، عایق، بازماندگی
سبب تاخیر، عایق، بازماندگی
سربار، سنگین بار کردن، پر کردن
سربار، سنگین بار کردن، پر کردن
سربار، سنگین بار کردن، پر کردن
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.