معنی ۱formal · 90%
مجموعهٔ سازمانیافتهٔ اهداف، محتوا و درسهای یک برنامهٔ آموزشی
مثالهای طبیعی
Die Fakultät hat das Curriculum stärker auf digitale Kompetenzen ausgerichtet.
دانشکده برنامهٔ درسی را بیشتر بر مهارتهای دیجیتال متمرکز کرده است.
Im neuen Curriculum fehlt eine verbindliche Praxisphase.
در برنامهٔ درسی جدید یک دورهٔ عملی اجباری وجود ندارد.
Das Curriculum erfüllt die fachlichen Vorgaben des Akkreditierungsverfahrens.
برنامهٔ درسی الزامات تخصصی فرایند اعتباربخشی را برآورده میکند.
نکتهٔ کاربردی
در آموزش عالی و حرفهای، Curriculum معمولاً از برنامهٔ یک درس منفرد گستردهتر است.
