معنی ۱neutral · 82%
مربوط به دانمارک یا مردم و چیزهای برخاسته از آن.
مثالهای طبیعی
Die dänische Regierung stellte einen neuen Plan vor.
دولت دانمارک طرح تازهای ارائه کرد.
Im Café bestellten wir dänisches Gebäck.
در کافه شیرینی دانمارکی سفارش دادیم.
Sie liest gern dänische Krimis.
او رمانهای پلیسی دانمارکی را با علاقه میخواند.
نکتهٔ کاربردی
Dänisch صفتی برگرفته از Dänemark است و درجهبندی نمیشود.
درس کوتاه: dänisch
مربوط به دانمارک یا مردم و چیزهای برخاسته از آن. Dänisch صفتی برگرفته از Dänemark است و درجهبندی نمیشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «dänisch» مطابقت دارد؟
