معنی ۱formal · 85%
خودبرتربینی متکبرانه که معمولاً بر جایگاه یا تحصیلات تکیه دارد.
مثالهای طبیعی
Sein akademischer Dünkel entfremdete ihn von den Kollegen.
تکبر دانشگاهی او باعث شد از همکارانش فاصله بگیرد.
Die Autorin verspottet den Dünkel der reichen Oberschicht.
نویسنده خودبزرگبینی طبقهٔ مرفه را به سخره میگیرد.
Wer Menschen wegen ihres Berufs herabsetzt, zeigt sozialen Dünkel.
کسی که دیگران را به خاطر شغلشان تحقیر میکند، خودبرتربینی طبقاتی نشان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیبهایی مثل «akademischer Dünkel» یا «sozialer Dünkel» رایج است.
