معنی ۱neutral · 82%
چنان تاریک که نور اندکی وجود دارد.
مثالهای طبیعی
Der düstere Gang führte zu einer kaum beleuchteten Treppe.
راهروی تاریک به پلکانی کمنور منتهی میشد.
Im düsteren Kino fand er seinen Sitzplatz kaum.
او در سینمای تاریک بهسختی جای خود را پیدا کرد.
Wolken machten den Nachmittag ungewöhnlich düster.
ابرها بعدازظهر را بهطور نامعمولی تاریک کردند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا، مکانها یا اتاقهای کمنور را توصیف میکند؛ درجهٔ تفضیلی آن düsterer و عالیترین شکلش am düstersten است.
درس کوتاه: düster
چنان تاریک که نور اندکی وجود دارد. در این معنا، مکانها یا اتاقهای کمنور را توصیف میکند؛ درجهٔ تفضیلی آن düsterer و عالیترین شکلش am düstersten است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «düster» مطابقت دارد؟
