مخالف یک ایده، پیشنهاد، عمل یا چیز
مثالهای طبیعی
Ich bin gegen den Plan. Meine Kollegin ist auch dagegen.
من با برنامه مخالفم. همکارم هم مخالف است.
Warum bist du dagegen?
چرا مخالفی؟
Nur zwei Teilnehmer waren dagegen.
فقط دو شرکتکننده مخالف بودند.
نکتهٔ کاربردی
متضاد رایج آن در بحثها dafür است.
