مخالفِ چیز، پیشنهاد یا موقعیتی که قبلاً مطرح شده
مثالهای طبیعی
Der Chef schlägt Wochenendarbeit vor, aber viele Mitarbeiter sind dagegen.
مدیر کار در آخر هفته را پیشنهاد میکند، اما بسیاری از کارکنان مخالفاند.
Ich habe starke Kopfschmerzen; was kann ich dagegen tun?
سردرد شدیدی دارم؛ برایش چه کاری میتوانم انجام دهم؟
Die Stadt will mehr gegen illegale Müllablagerungen unternehmen.
شهر میخواهد برای مقابله با رهاسازی غیرقانونی زباله اقدامات بیشتری انجام دهد.
نکتهٔ کاربردی
برای اشخاص معمولاً gegen ihn/sie گفته میشود؛ dagegen بیشتر به چیزها، اعمال یا ایدهها برمیگردد.
