Dampf machen
B2فعلسرعت، شتاب، شتابزدگی
JadoLearn Dictionary
Dampf machen یعنی سرعت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرعت، شتاب، شتابزدگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مطالبه، تقاضا، خواستار شدن
مطالبه، تقاضا، خواستار شدن
نیش کلام، خرده گرفتن، پرخاش کردن
فضولانه نگاه کردن
سرعت، شتاب، شتابزدگی
سرعت، شتاب، شتابزدگی
سرعت، شتاب، شتابزدگی
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.