معنی ۱neutral · 82%
کنارش؛ پهلوی آن
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کنارش
Հայերեն
դրա կողքին
dra koghkhin
مثالهای طبیعی
Der Tisch steht daneben.
میز کنار آن قرار دارد.
Daneben ist ein kleines Café.
کنارش یک کافهٔ کوچک است.
Leg den Stift daneben.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /daˈneːbn̩/آمریکایی: /daˈneːbn̩/
تکیهٔ اصلی مطابق شکل طبیعی قید آلمانی است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کنارش
Հայերեն
դրա կողքին
dra koghkhin
Der Tisch steht daneben.
میز کنار آن قرار دارد.
Daneben ist ein kleines Café.
کنارش یک کافهٔ کوچک است.
Leg den Stift daneben.
خودکار را کنارش بگذار.
daneben به جایی کنار چیز شناختهشده اشاره میکند.
daneben به جایی کنار چیز شناختهشده اشاره میکند.
بهترین معنی را انتخاب کن.