معنی ۱formal · 89%
سپاس و قدردانی را بهصورت صریح و رسمی بیان کردن
مثالهای طبیعی
Die Preisträgerin bekundete ihrem Team öffentlich Dank für die jahrelange Unterstützung.
برندهٔ جایزه علناً از تیمش برای سالها حمایت ابراز سپاس کرد.
Der Vorstand bekundete den Helfern Dank für ihren außergewöhnlichen Einsatz.
هیئتمدیره از داوطلبان برای تلاش فوقالعادهشان قدردانی کرد.
In seiner Rede bekundete er allen Pflegekräften seinen tiefen Dank.
او در سخنرانیاش از همهٔ کارکنان مراقبتی عمیقاً قدردانی کرد.
نکتهٔ کاربردی
bekunden از sagen یا danken رسمیتر است و بر بیان آشکار یک احساس یا نگرش تأکید دارد.
