معنی ۱neutral · 90%
از داخل آن یا با استفاده از آن بهعنوان ماده یا منبع
مثالهای طبیعی
Wir haben Gemüse. Daraus machen wir eine Suppe.
سبزیجات داریم. با آنها سوپ درست میکنیم.
Die Kiste ist voll. Nimm die Bücher daraus.
جعبه پر است. کتابها را از داخلش بردار.
Das war ein Fehler, aber ich habe daraus gelernt.
این یک اشتباه بود، اما از آن درس گرفتم.
نکتهٔ کاربردی
daraus میتواند به ظرف، ماده، واقعیت یا تجربه اشاره کند.
ترکیبهای رایج
— از آن درس گرفتن
