شخص، شیء، وضعیت یا ایدهای را به تصویر کشیدن یا بازنمایی کردن
مثالهای طبیعی
Das Bild stellt eine historische Szene dar.
تصویر یک صحنهٔ تاریخی را نشان میدهد.
Der Schauspieler stellt einen Arzt dar.
بازیگر نقش یک پزشک را نمایش میدهد.
Die Grafik stellt den Prozess vereinfacht dar.
نمودار فرایند را سادهشده نمایش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی بخش جداشدنی dar به پایان میرود.

