معنی ۱informal · 88%
بلند و گستاخانه یا لافزنانه حرف زدن، اغلب بدون پشتوانهٔ واقعی
مثالهای طبیعی
Nach einem einzigen Sieg reißt er schon wieder groß das Maul auf.
فقط با یک برد دوباره شروع کرده گندهگویی کردن.
Wer die Zahlen nicht kennt, sollte nicht so das Maul aufreißen.
کسی که آمار را نمیداند نباید اینطور دهاندریده حرف بزند.
Er reißt ständig das Maul auf, übernimmt aber nie Verantwortung.
همیشه لاف میزند، اما هیچوقت مسئولیت نمیپذیرد.
نکتهٔ کاربردی
Maul در اصل «دهان حیوان» است و دربارهٔ انسان توهینآمیز به نظر میرسد؛ در موقعیت مؤدبانه به کار نبرید.
