پیش از فروپاشی کامل، یک سازمان، پروژه یا جریان رو به شکست را ترک کردن
مثالهای طبیعی
Mehrere Führungskräfte verließen das sinkende Schiff noch vor der Insolvenz.
چند مدیر پیش از ورشکستگی کشتی در حال غرق شدن را ترک کردند.
Kritiker warfen den Abgeordneten vor, nun das sinkende Schiff zu verlassen.
منتقدان نمایندگان را متهم کردند که حالا مجموعهٔ رو به شکست را ترک میکنند.
Er wollte nicht den Eindruck erwecken, als verlasse er das sinkende Schiff.
نمیخواست این تصور را ایجاد کند که از پروژهٔ رو به شکست فرار میکند.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح اغلب بار انتقادیِ منفعتطلبی، بیوفایی یا فرصتطلبی دارد.
