قبل از آن؛ در زمانی زودتر
مثالهای طبیعی
Die Sitzung beginnt um zehn; davor trinken wir Kaffee.
جلسه ساعت ده شروع میشود؛ قبل از آن قهوه میخوریم.
Wir fahren morgen; davor packe ich meinen Koffer.
فردا میرویم؛ قبل از آن چمدانم را میبندم.
Die Prüfung ist Freitag; davor lerne ich jeden Abend.
امتحان جمعه است؛ قبلش هر شب درس میخوانم.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد زمانی، davor به زمان یا کاری اشاره میکند که پیش از مورد گفتهشده قرار دارد.
