معنی ۱neutral · 90%
شکستی آشکار و اغلب تحقیرآمیز با پیامدهای جدی
مثالهای طبیعی
Die Partei sprach nach dem historischen Stimmenverlust offen von einem Debakel.
حزب پس از افت تاریخی آرا آشکارا از یک شکست مفتضحانه سخن گفت.
Technische Pannen machten die Präsentation zu einem öffentlichen Debakel.
اشکالات فنی ارائه را به یک افتضاح علنی تبدیل کرد.
Das 0:6 im eigenen Stadion war ein sportliches Debakel.
شکست شش بر صفر در ورزشگاه خانگی یک افتضاح ورزشی بود.
نکتهٔ کاربردی
Debakel بسیار قویتر از Fehler یا Niederlage است و شکست جدی و آشکار را میرساند.
