چیزی را با لایه یا وسیلهای پوشاندن.
مثالهای طبیعی
Eine dicke Wolke deckte den Mond vollständig.
ابر ضخیمی ماه را کاملاً پوشاند.
Sie deckte die Hand über die Augen, um sich vor der Sonne zu schützen.
او برای محافظت از چشمانش در برابر آفتاب، دستش را روی آنها گرفت.
Die Dachdecker deckten das Dach mit roten Ziegeln.
سقفکاران سقف را با سفالهای قرمز پوشاندند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده است؛ در این معنا لایهای روی چیزی گذاشتن یا از آن محافظت کردن است. den Tisch decken معنای جداگانهٔ چیدن میز برای غذا دارد.
درس کوتاه: decken
چیزی را با لایه یا وسیلهای پوشاندن. این فعل باقاعده است؛ در این معنا لایهای روی چیزی گذاشتن یا از آن محافظت کردن است. den Tisch decken معنای جداگانهٔ چیدن میز برای غذا دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «decken» مطابقت دارد؟
