معنی ۱neutral · 82%
بهطور قطعی تعیین شده و قرار نیست تغییر کند.
مثالهای طبیعی
Der Vorstand trifft morgen die definitive Entscheidung.
هیئتمدیره فردا تصمیم نهایی را میگیرد.
Der definitive Termin steht jetzt im Kalender.
تاریخ قطعی اکنون در تقویم ثبت شده است.
Nach mehreren Entwürfen wurde eine definitive Fassung veröffentlicht.
پس از چند پیشنویس، نسخهٔ نهایی منتشر شد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت اغلب پیش از اسمهایی مانند تصمیم یا موعد میآید و در این معنا معمولاً درجهبندی نمیشود.
درس کوتاه: definitiv
بهطور قطعی تعیین شده و قرار نیست تغییر کند. این صفت اغلب پیش از اسمهایی مانند تصمیم یا موعد میآید و در این معنا معمولاً درجهبندی نمیشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «definitiv» مطابقت دارد؟
