زنی که بهطور رسمی انتخاب شده تا در گردهمایی نمایندهٔ یک گروه باشد.
مثالهای طبیعی
Die Delegierte stellte den Antrag ihrer Regionalgruppe vor.
نماینده پیشنهاد گروه منطقهای خود را مطرح کرد.
Nach der Abstimmung sprach die Delegierte mit der Vorsitzenden.
پس از رأیگیری، نماینده با رئیس جلسه صحبت کرد.
Jede Delegierte erhält vor Beginn ihre Unterlagen.
هر نماینده پیش از شروع مدارک خود را دریافت میکند.
نکتهٔ کاربردی
در اینجا Delegierte صورت اسمیشدهٔ مؤنث است؛ جمع آن die Delegierten است. صورت مذکر der Delegierte است و پایان واژه با حالت دستوری تغییر میکند.
درس کوتاه: Delegierte
زنی که بهطور رسمی انتخاب شده تا در گردهمایی نمایندهٔ یک گروه باشد. در اینجا Delegierte صورت اسمیشدهٔ مؤنث است؛ جمع آن die Delegierten است. صورت مذکر der Delegierte است و پایان واژه با حالت دستوری تغییر میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Delegierte» مطابقت دارد؟
