معنی ۱formal · 89%
دارای فروتنی صادقانه و عاری از تکبر
مثالهای طبیعی
Sie nahm die Auszeichnung mit demütiger Dankbarkeit entgegen.
او جایزه را با سپاسگزاری فروتنانه پذیرفت.
Nach außen wirkte der Herrscher demütig, intern jedoch äußerst machtbewusst.
فرمانروا در ظاهر فروتن به نظر میرسید، اما در درون حکومت بسیار قدرتطلب بود.
Die Gläubigen verharrten demütig im stillen Gebet.
مؤمنان با فروتنی در دعای خاموش ماندند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت میتواند لحن رسمی یا دینی داشته باشد؛ در گفتار روزمره bescheiden معمولاً خنثیتر است.
