کسی که در گردهمایی اعتراضی عمومی شرکت میکند و دیدگاهش را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
Der Demonstrant hielt ein Schild über den Kopf.
تظاهرکننده تابلویی را بالای سرش گرفت.
Die Polizei bat die Demonstranten, den Eingang freizuhalten.
پلیس از تظاهرکنندگان خواست ورودی را باز نگه دارند.
Ein Demonstrant verteilte Wasser an die Gruppe.
یک تظاهرکننده میان گروه آب پخش کرد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر و ضعیف است: der Demonstrant، حالت اضافهٔ des Demonstranten و جمع Demonstranten؛ صورت مؤنث Demonstrantin است.
درس کوتاه: Demonstrant
کسی که در گردهمایی اعتراضی عمومی شرکت میکند و دیدگاهش را نشان میدهد. این اسم مذکر و ضعیف است: der Demonstrant، حالت اضافهٔ des Demonstranten و جمع Demonstranten؛ صورت مؤنث Demonstrantin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Demonstrant» مطابقت دارد؟
