دستگاه یا سازهای را بهطور کنترلشده به قطعات جدا کردن و بازکردن.
مثالهای طبیعی
Die Techniker demontierten die Anlage und transportierten sie in eine andere Halle.
تکنسینها دستگاه را باز کردند و به سالن دیگری بردند.
Nach dem Konzert wurde die Bühne innerhalb weniger Stunden demontiert.
پس از کنسرت، صحنه ظرف چند ساعت جمعآوری و باز شد.
Vor dem Streichen müssen wir die alten Heizkörper demontieren.
پیش از رنگآمیزی باید رادیاتورهای قدیمی را باز کنیم.
نکتهٔ کاربردی
مقابل montieren است و لزوماً به معنی تخریب و نابودی نیست.
