بهعنوان پیامد منطقیِ اطلاعات یا وضعیتی که تازه بیان شده
مثالهای طبیعی
Der Termin wurde verschoben; demzufolge ändert sich auch der gesamte Zeitplan.
موعد به تعویق افتاد؛ در نتیجه کل برنامهٔ زمانی هم تغییر میکند.
Die Werte liegen deutlich höher; demzufolge muss die Annahme überprüft werden.
مقادیر بهوضوح بالاترند؛ بنابراین باید فرضیه دوباره بررسی شود.
Die Frist ist abgelaufen; demzufolge kann der Antrag nicht mehr geändert werden.
مهلت تمام شده است؛ در نتیجه دیگر نمیتوان درخواست را تغییر داد.
نکتهٔ کاربردی
demzufolge از deshalb رسمیتر است و بهویژه در استدلال نوشتاری، گزارش و توضیح اداری رایج است.
