بهموقع بو بردن که اتفاقی مشکوک در جریان است یا کسی نقشهای پنهانی دارد
مثالهای طبیعی
Noch bevor die falsche Rechnung bezahlt wurde, roch die Buchhalterin den Braten.
پیش از پرداخت فاکتور جعلی، حسابدار بو برد که ماجرا مشکوک است.
Wir wollten ihn überraschen, aber er hat den Braten sofort gerochen.
میخواستیم غافلگیرش کنیم، اما فوراً بو برد.
Als plötzlich neue Bedingungen auftauchten, roch die Gegenseite den Braten.
وقتی ناگهان شرطهای تازه مطرح شد، طرف مقابل بو برد که خبری هست.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح محاورهای و گاهی طنزآمیز است و به شک یا پی بردن اشاره دارد، نه بوییدن واقعی.
