یک شخص یا گزینه را بر دیگری ترجیح دادن و بر همان اساس انتخاب کردن
مثالهای طبیعی
Der Ausschuss gab dem günstigeren Angebot den Vorzug.
کمیته پیشنهاد ارزانتر را ترجیح داد.
Wir geben der Bahn den Vorzug vor einem Inlandsflug.
ما قطار را به پرواز داخلی ترجیح میدهیم.
Bei gleicher Qualifikation wird internen Bewerbungen der Vorzug gegeben.
در صورت برابری صلاحیتها، به درخواستهای داخلی اولویت داده میشود.
نکتهٔ کاربردی
شخص یا گزینهٔ ترجیحدادهشده داتیو است؛ اگر گزینهٔ مقایسه ذکر شود، پس از vor نیز داتیو میآید.
