معنی ۱informal · 85%
مغز انسان که مانند دستگاهی برای پردازش فکر و تصمیم تصویر میشود.
مثالهای طبیعی
Bei diesem Rätsel muss man den Denkapparat ordentlich anstrengen.
برای حل این معما باید حسابی مغز را به کار انداخت.
Nach zwölf Stunden Arbeit schaltete sein Denkapparat nur noch langsam.
پس از دوازده ساعت کار، مغزش دیگر بهکندی کار میکرد.
Mein Denkapparat hat heute wohl die einfachste Lösung übersehen.
ظاهراً مغزم امروز سادهترین راهحل را ندیده گرفته است.
نکتهٔ کاربردی
وجود Apparat لحن مکانیکی و طنزآمیز ایجاد میکند.
