دارای نوع یا ویژگیای مانند چیزی که همین حالا توصیف یا نام برده شد.
مثالهای طبیعی
Derartige Schäden müssen sofort gemeldet werden.
آسیبهایی از این نوع باید فوراً گزارش شوند.
Ein derartiger Fehler ist uns bisher nicht begegnet.
تا بهحال با اشتباهی از این نوع روبهرو نشدهایم.
Solche und derartige Fragen klären wir im Beratungsgespräch.
پرسشهای مشابه را در جلسهٔ مشاوره بررسی میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
این صفت پیش از اسم میآید و پایان مناسب میگیرد؛ در این معنا معمولاً درجهبندی نمیشود.
درس کوتاه: derartig
دارای نوع یا ویژگیای مانند چیزی که همین حالا توصیف یا نام برده شد. این صفت پیش از اسم میآید و پایان مناسب میگیرد؛ در این معنا معمولاً درجهبندی نمیشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «derartig» مطابقت دارد؟
