همان فرد یا مورد مشخصی که شرط یا توصیف بعدی دربارهٔ او یا آن صدق میکند
مثالهای طبیعی
Derjenige Mitarbeiter, der den Fehler entdeckt hat, soll den Bericht ergänzen.
همان کارمندی که خطا را پیدا کرده باید گزارش را تکمیل کند.
Derjenige gewinnt, der am Ende die höchste Punktzahl erreicht.
کسی برنده میشود که در پایان بالاترین امتیاز را بگیرد.
Die Nachricht wurde nur an denjenigen geschickt, der den Antrag gestellt hatte.
پیام فقط برای همان کسی فرستاده شد که درخواست را ثبت کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع diejenigen بسیار رایج است وقتی یک زیرگروه کامل با جملهٔ موصولی تعریف میشود.
