در همان مدتی که کار یا رویداد دیگری جریان دارد.
مثالهای طبیعی
Die Köchin bereitet die Soße zu; derweil deckt ihr Bruder den Tisch.
آشپز سس را آماده میکند؛ در همین حال برادرش میز را میچیند.
Der Zug wird geprüft; derweil warten die Fahrgäste am Bahnsteig.
قطار در حال بررسی است؛ در این فاصله مسافران روی سکو منتظرند.
Sie führt das Interview; derweil notiert ihr Kollege die Antworten.
او مصاحبه را انجام میدهد و همکارش در همین حال پاسخها را یادداشت میکند.
نکتهٔ کاربردی
این قید دو رویداد همزمان را پیوند میدهد و کمی رسمیتر از inzwischen است؛ میتواند آغاز جمله یا پس از فعل بیاید.
درس کوتاه: derweil
در همان مدتی که کار یا رویداد دیگری جریان دارد. این قید دو رویداد همزمان را پیوند میدهد و کمی رسمیتر از inzwischen است؛ میتواند آغاز جمله یا پس از فعل بیاید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «derweil» مطابقت دارد؟
