معنی ۱neutral · 82%
طرح و ظاهر بصریِ برنامهریزیشدهٔ یک شیء یا محصول.
مثالهای طبیعی
Das Design der neuen Lampe passt zum schlichten Wohnzimmer.
طراحی چراغ تازه با اتاق نشیمن ساده هماهنگ است.
Beim Design der App achtete das Team auf klare Symbole.
تیم هنگام طراحی برنامه به نمادهای روشن توجه کرد.
Ein gutes Design macht die Flasche leichter zu öffnen.
طراحی خوب باز کردن بطری را آسانتر میکند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم خنثی است و جمع آن Designs است؛ اغلب به طراحی محصول، مبلمان یا رابط کاربری اشاره میکند.
درس کوتاه: Design
طرح و ظاهر بصریِ برنامهریزیشدهٔ یک شیء یا محصول. این اسم خنثی است و جمع آن Designs است؛ اغلب به طراحی محصول، مبلمان یا رابط کاربری اشاره میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Design» مطابقت دارد؟
