بدون نشاندادن علاقه، کنجکاوی یا مشارکت ذهنی در موضوعی.
مثالهای طبیعی
Während der Führung blickte er desinteressiert auf sein Handy.
او در طول بازدید راهنما با بیعلاقگی به گوشیاش نگاه میکرد.
Einige Teilnehmende wirkten desinteressiert und stellten keine einzige Frage.
برخی شرکتکنندگان بیعلاقه به نظر میرسیدند و حتی یک سؤال نپرسیدند.
Sie war enttäuscht, weil ihr Freund auf ihre Sorgen völlig desinteressiert reagierte.
او ناراحت شد چون دوستش به نگرانیهایش کاملاً بیاعتنا واکنش نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
میتواند بیاعتنایی فرد را نشان دهد و لحنی انتقادی داشته باشد.
