معنی ۱neutral · 90%
بنابراین؛ به همین دلیل
مثالهای طبیعی
Es regnet stark, deswegen bleiben wir zu Hause.
باران شدید است، به همین دلیل خانه میمانیم.
Ich bin krank, deswegen arbeite ich heute nicht.
بیمارم، بنابراین امروز کار نمیکنم.
Der Zug war verspätet, deswegen kam ich später.
قطار تأخیر داشت، به همین دلیل دیرتر رسیدم.
نکتهٔ کاربردی
در آغاز جملهٔ اصلی، فعل صرفشده بلافاصله بعد از deswegen میآید.
