معنی ۱neutral · 86%
دستگاهی که وجود ماده، سیگنال یا تغییری فیزیکی را شناسایی و اعلام میکند.
مثالهای طبیعی
Am Eingang kontrollierte ein Detektor das Gepäck auf metallische Gegenstände.
در ورودی، آشکارساز چمدانها را برای یافتن اشیای فلزی بررسی میکرد.
Der Detektor schlug an, als Rauch aus der Küche aufstieg.
وقتی دود از آشپزخانه بلند شد، آشکارساز هشدار داد.
Mit einem empfindlichen Detektor fanden die Restauratoren verborgene Metallteile im Rahmen.
مرمتگران با آشکارسازی حساس قطعات فلزی پنهان در قاب را پیدا کردند.
نکتهٔ کاربردی
آشکارساز وجود چیزی را مشخص میکند، اما لزوماً علت آن را توضیح نمیدهد.
