شعار یا اصل راهنمایی که شیوهٔ عمل فرد یا گروه را بیان میکند
مثالهای طبیعی
Für die nächste Phase lautet die Devise: Qualität vor Tempo.
برای مرحلهٔ بعد شعار این است: کیفیت مقدم بر سرعت.
In der Krise galt die Devise, zuerst Ruhe zu bewahren und dann zu handeln.
در بحران اصل این بود که ابتدا آرامش حفظ شود و بعد اقدام کنند.
Offenheit statt Schuldzuweisung wurde zur Devise des Teams.
شفافیت بهجای سرزنش، شعار تیم شد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا، Devise در مفرد رایج است و به شعار یا اصل راهنما اشاره دارد.
