از نظر دیدگاه، جهت یا معنا کاملاً و اساساً مخالف.
مثالهای طبیعی
Ihre Vorstellungen zur Finanzierung stehen denen des Vorstands diametral entgegen.
دیدگاههای او دربارهٔ تأمین مالی کاملاً مخالف نظرهای هیئتمدیره است.
Die beiden Gutachten kommen zu diametral entgegengesetzten Ergebnissen.
دو گزارش کارشناسی به نتایجی کاملاً متضاد رسیدهاند.
Beim Umzug vertraten die Geschwister diametrale Interessen: Stadtleben gegen ländliche Ruhe.
خواهر و برادر دربارهٔ اسبابکشی خواستههایی کاملاً متضاد داشتند: شهرنشینی در برابر آرامش روستا.
نکتهٔ کاربردی
معنای هندسی هم وجود دارد، ولی در گفتوگوی عمومی منظور تقابل کامل است.
