معنی ۱neutral · 90%
ضخیم، انبوه یا متراکم، با اجزای نزدیک به هم
مثالهای طبیعی
Am Morgen liegt dichter Nebel über der Stadt.
صبح مه غلیظی روی شهر است.
Der Weg führt durch einen dichten Wald.
مسیر از جنگلی انبوه میگذرد.
Sie hat sehr dichtes Haar.
او موهای بسیار پرپشتی دارد.
نکتهٔ کاربردی
ترجمهٔ دقیق با توجه به اسم متفاوت است: مه، مو، جنگل یا ماده.
ترکیبهای رایج
— مه غلیظ

