قطعهای با شکل مناسب که میان اجزا قرار میگیرد تا جلوی نشت مایع یا هوا را بگیرد.
مثالهای طبیعی
Die alte Dichtung am Wasserhahn muss ersetzt werden.
واشر قدیمی شیر آب باید تعویض شود.
Eine neue Dichtung verhindert, dass Öl aus dem Motor austritt.
واشر تازه جلوی نشت روغن از موتور را میگیرد.
Prüfen Sie die Dichtung, bevor Sie den Deckel schließen.
پیش از بستن درپوش، واشر را بررسی کنید.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است و جمع آن Dichtungen است؛ واشر معمولاً میان قطعات متصل مانند لوله، پنجره یا موتور قرار میگیرد.
درس کوتاه: Dichtung
قطعهای با شکل مناسب که میان اجزا قرار میگیرد تا جلوی نشت مایع یا هوا را بگیرد. این اسم مؤنث است و جمع آن Dichtungen است؛ واشر معمولاً میان قطعات متصل مانند لوله، پنجره یا موتور قرار میگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Dichtung» مطابقت دارد؟
