منابع، حمایت یا فضای عمل حیاتی را از کسی یا چیزی گرفتن
مثالهای طبیعی
Die Banken drehten dem Unternehmen schließlich die Luft ab und kündigten weitere Kredite.
بانکها در نهایت راه نفس شرکت را بستند و وام بیشتری ندادند.
Mit den neuen Regeln will die Regierung illegalen Finanzierungswegen die Luft abdrehen.
دولت با مقررات جدید میخواهد راه تأمین مالی غیرقانونی را ببندد.
Wenn wir jede kleine Ausgabe verbieten, drehen wir dem Projekt die Luft ab.
اگر هر هزینهٔ کوچکی را ممنوع کنیم، عملاً راه نفس پروژه را میبندیم.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در زمینههای مالی، سیاسی یا سازمانی بهصورت استعاری استفاده میشود.
