در یک رقابت، کشمکش یا روند در موضع برتر و کنترلکنندهتر بودن
مثالهای طبیعی
Nach dem neuen Angebot hat die Käuferseite wieder die Oberhand.
پس از پیشنهاد جدید، طرف خریدار دوباره دست بالا را دارد.
In der zweiten Hälfte hatte die Heimmannschaft klar die Oberhand.
در نیمهٔ دوم تیم میزبان آشکارا دست بالا را داشت.
Auf dem Markt haben derzeit die pessimistischen Erwartungen die Oberhand.
در بازار فعلاً انتظارات بدبینانه دست بالا را دارند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب میان دو طرف یا دو گرایش تقابل ایجاد میکند؛ با gegenüber + داتیو میتوان طرف مقابل را مشخص کرد.
