تعداد اعضا، شرکتکنندگان یا افراد باقیماندهٔ یک گروه بهطور محسوس کمتر شدن
مثالهای طبیعی
Am dritten Konferenztag lichteten sich die Reihen deutlich.
در روز سوم کنفرانس، تعداد حاضران بهطور محسوسی کمتر شد.
Nach mehreren Auswahlrunden lichten sich die Reihen der Bewerber schnell.
پس از چند مرحلهٔ گزینش، تعداد داوطلبان بهسرعت کم میشود.
Im Verein lichten sich die Reihen, weil viele langjährige Mitglieder ausscheiden.
صفوف انجمن خلوتتر میشود چون بسیاری از اعضای قدیمی کنار میروند.
نکتهٔ کاربردی
فاعل معمولاً جمعِ die Reihen است و این عبارت عموماً به شکل امری بهکار نمیرود.
