معنی ۱neutral · 92%
برداشتن مالِ شخص دیگر بدون اجازه، بهویژه با قصد نگه داشتن آن
مثالهای طبیعی
Der Diebstahl des Fahrrads wurde noch am selben Abend angezeigt.
سرقت دوچرخه همان شب گزارش شد.
Das Geschäft hat neue Kameras installiert, um Diebstähle zu verhindern.
فروشگاه برای جلوگیری از سرقت دوربینهای جدید نصب کرده است.
Die Versicherung ersetzt den Schaden nur, wenn der Diebstahl dokumentiert ist.
بیمه فقط زمانی خسارت را جبران میکند که سرقت مستند شده باشد.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهایی مثل Fahrraddiebstahl، Autodiebstahl و Ladendiebstahl مشخص میکنند چه چیزی یا در کجا سرقت شده است.
