مردی که در برابر دستمزد در خانهای خصوصی خدمت میکند و به ساکنان یا مهمانان رسیدگی میکند.
مثالهای طبیعی
Der Diener brachte den Gästen nach dem Essen Kaffee.
خدمتکار پس از شام برای مهمانان قهوه آورد.
Im Roman bittet der Diener seinen Herrn um Urlaub.
در رمان، خدمتکار از اربابش مرخصی میخواهد.
Ein Diener öffnete die Tür und nahm den Mantel entgegen.
خدمتکاری در را باز کرد و پالتو را گرفت.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر است و جمع آن Diener است؛ صورت مؤنث Dienerin است. امروزه برای خدمتکار خانه اغلب لحنی تاریخی یا ادبی دارد.
درس کوتاه: Diener
مردی که در برابر دستمزد در خانهای خصوصی خدمت میکند و به ساکنان یا مهمانان رسیدگی میکند. این اسم مذکر است و جمع آن Diener است؛ صورت مؤنث Dienerin است. امروزه برای خدمتکار خانه اغلب لحنی تاریخی یا ادبی دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Diener» مطابقت دارد؟
