معنی ۱formal · 88%
از نظر شکل، کیفیت یا ویژگیها بهطور مشخص با یکدیگر متفاوت
مثالهای طبیعی
Die Studie unterscheidet drei deutlich differente Reaktionsmuster.
مطالعه سه الگوی واکنشی کاملاً متمایز را از هم تفکیک میکند.
Die beiden Sachverhalte sind rechtlich different zu bewerten.
این دو وضعیت از نظر حقوقی باید متفاوت ارزیابی شوند.
Die Formen sind funktional different, obwohl sie ähnlich aussehen.
این صورتها با وجود شباهت ظاهری از نظر کارکرد متفاوتاند.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و اغلب تخصصی است؛ در آلمانی روزمره unterschiedlich یا verschieden طبیعیتر است.
