با شناسایی تفاوتها یا معیارهای مهم، میان چیزها بهطور دقیق تمایز گذاشتن
مثالهای طبیعی
Man muss zwischen kurzfristigen Effekten und strukturellen Folgen differenzieren.
باید میان آثار کوتاهمدت و پیامدهای ساختاری تمایز گذاشت.
Die Auswertung differenziert die Ergebnisse nach Alter und Vorerfahrung.
ارزیابی نتایج را بر اساس سن و تجربهٔ قبلی تفکیک میکند.
Die Diskussion würde gewinnen, wenn stärker differenziert argumentiert würde.
اگر استدلالها دقیقتر و تفکیکشدهتر باشند، کیفیت بحث بهتر میشود.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با zwischen + داتیو یا به شکل participleِ differenziert دیده میشود.
