Differenziertheit
C2اسمگوناگونی، خلاف، تنوع
JadoLearn Dictionary
Differenziertheit یعنی گوناگونی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گوناگونی، خلاف، تنوع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کپه کردن، توده، گوناگونی
کارمندی، استخدام، کارگزینی
گوناگونی، خلاف، تنوع
گوناگونی، خلاف، تنوع
گوناگونی، خلاف، تنوع
گوناگونی، خلاف، تنوع
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.